جمال رضايى

503

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل دو سوكوارىها و ختم‌ها و اطعام‌ها و آداب آنها واژهء " سوك " در گويش آن زمان بيرجند " سوق " و " سيق " فراگو مىشد و اكنون نيز هر دو تلفّظ را دارد و به همان معنى عزا و ماتم به‌كار مىرود . « 1 » علاوه‌بر آن ، واژهء " پرسه " كه در فارسى اصلا به معنى عيادت و احوال‌پرسى از بيمار است نيز به معنى " سوك " و " ماتم " و سوكوارى و عزادارى و ختم كاربرد فراوانى داشت و دارد . « 2 » اين واژه در فارسى نيز براى مجلس ختم و عزاى درگذشتگان به‌كار مىرود . سوكوارى براى مردگان و يا « پرسه‌دارى » عملا پس از دفن مرده آغاز مىگشت و فرزندان و بستگان و خويشان نزديك او ، « سياه‌پوش » و « سيق‌دار » و يا « پرسه‌دار » مىشدند و به " سوك " مىنشستند . در فاصلهء وقتى كه ميّت را از خانه خارج مىكردند تا زمانى كه كار دفن تمام مىشد و نزديكانش به خانه برمىگشتند خانهء متوفّى به يك " دارالعزا " و " پرسه‌خانه " تبديل مىگشت و با مفروش كردن آن و آويختن پارچه‌هاى سياه و تدارك و تهيّهء آنچه مورد نياز بود آن را براى " پرسه‌دارى " آماده مىكردند . بستگان و نزديكان متوفّى پس از دفنش به خانهء او برمىگشتند و به بازماندگان وى تسليت مىگفتند و حمد و سوره‌اى مىخواندند و با چاى و قهوه و . . . پذيرايى مىشدند و مىرفتند . مردم ديگر هم كه باخبر مىشدند براى اظهار همدردى و گفتن تسليت به

--> ( 1 ) . دو صفت " سيق‌دار siqdar " و " دسيق dasiq " به معنى " سوكوار " از اين واژه گرفته شده . ( 2 ) . صفات " پرسه‌دار " و " پرسه‌مند " از اين كلمه گرفته شده‌اند . " پرسمند " در نصاب صبوحى نيز به معنى " ماتمى " آمده است : " پرسمندان " " ماتمىها " بد ستاره زشت‌رو * " پلم " پروين و " نوا اارنده " باشد نوحه‌گر « نصاب صبوحى » . بيت 83 .